عباس اقبال آشتيانى
502
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
تأييد آئين اسماعيليه بتأليف كتاب پرداخت و از آن جمله بتشويق ناصر الدّين مزبور كتاب تطهير الاعراق يا كتاب الطهارة تأليف ابو على مسكويه را از عربى به فارسى برگرداند و آن را تهذيب كرده از آن كتاب مشهور اخلاق ناصرى را بنام ناصر الدّين ساخت و در قلاع ملاحده بود تا سال 654 پس از تسليم شدن ناصر الدّين محتشم خواجه نصير الدّين به هولاگو معرفى شد و چون مغول به ستارهشناسى و احكام نجوم علاقهء مفرطى داشتند و خواجه نيز به اين حيث اشتهار يافته بود هولاگو خواجه را گرامى داشت و خواجه از اين تاريخ تا سال فوت خود در خدمت مغول بود . صيت استادى و مهارت خواجه در نجوم و زيج و رصد حتى تا اقاصى مغولستان نيز رسيده بود چنان كه منگو قاآن از برادر فرستادن خواجه را به مغولستان خواست تا در آنجا رصدى انشا كند ولى به علت بعضى پيشآمدها هولاگو خواجه را در ايران به اين كار مأمور نمود و خواجه در سال 657 در مراغه برصد مشغول گرديد و بامر هولاگو جميع اوقاف ممالك ايلخانى تحت اختيار او قرار داده شد و خواجه دو بار يكى در سال 662 ديگرى اندكى قبل از فوت خود ببغداد رفت تا امور اوقاف را تحت نظر بگيرد و پس از وضع مخارج و مستمريات مازاد آن را براى انجام عمل رصد ضبط كند و در ضمن اين سفرها آنچه كتاب و آلات رصدى براى كار خود لازم مىدانست از اطراف جمع نمود و هولاگو و بعد از او اباقا نيز در تهيهء اسباب اين امر و جلب علما مىكوشيدند تا زيج مراغه به انجام رسيد و خواجه خلاصهء اعمال و رصدهاى خود و ياران خويش را در كتاب زيج ايلخانى مدوّن نمود . خواجه نصير الدّين گذشته از مقامات علمى در زندگانى خود دو خدمت بسيار بزرگ به تمدّن ايران كرده است يكى آنكه تا توانسته است كتب و نسخ و آثار نفيسه را از تلف شدن نجات بخشيده و در نتيجهء اين مجاهدت كتابخانهاى فراهم كرده بوده است كه بالغ بر 400000 مجلد كتاب داشته ديگر آنكه بواسطهء نفوذ فوقالعاده در مزاج هولاگو خان بسيارى از اهل علم و ادب را بتدبير نجات بخشيده و از اين حيث نيز منتى عظيم بر ايشان حاصل كرده است . اما در تحصيل و اشاعهء علم و فضل خواجه با وجود آنهمه انقلابات جانكاه و